محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
289
مناقب مرتضوى ( فارسي )
يك را طلب نموده گفت : زن عابده با كه زنا كرده و در كجا كرده ؟ گفت : به فلان كس و در فلان موضع . پس او را به جاى خود فرستاد ، گفت : دويم را بطلبيد ، آوردند . گفت : او خود گواهى داد كه چه كسى و در كجا با زن عابده زنا كرده و تو نيز گواهى ده . او هم گفت : به فلان كس و در فلان موضع . چون گواهان هم در فاعل و هم در مكان مختلف گواهى دادند ، گفت : گواهى هر دو مسموع نيست به واسطهء آنكه در گواهى شما اختلاف افتاد . پس گفت : قاضيان بر زن عابده تهمت كردهاند از براى مدّعاى خود كه او قبول نمىكرد . اى كودكان ، منادى كنيد كه قاضيان گواهى به دروغ دادهاند و زن عابد را متّهم به زنا كردهاند . هر دو را مىكشند در فلان جا حاضر شويد . چون وزير اين داستان را از دانيال - عليه السّلام - استماع نمود ، در پيش ملك آمده بر سبيل تفصيل عرض كرد . پس ملك قاضيان را طلب نموده ميان ايشان تفريق كرد و از هريك جداجدا از فاعل و مكان و وقت زنا پرسيد ، هر دو مختلف گفتند . پادشاه فرمود : منادى كنيد كه مردم در فلان موضع جمع شوند كه قاضيان بىديانت را كه نسبت زنا به دروغ به زن عابد و زاهد كرده بودند مىكشند . مردم آن روز در موضع مقرّر جمع شده قاضيان را كشتند . چون استماع اين نقل از امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - نمودند ، حضّار مجلس زبان به مدح و منقبت گشوده گفتند : جزاك اللّه خيرا يا وصى المرسلين . » منقبت : هم در كتاب مذكور مسطور است كه : « يكى از اصحاب كبار گفت : يا امير المؤمنين ، چند چيز در خاطر داشتم كه از رسول سؤال كنم ، ميسّر نشد ؛ تو با من بيان كن . فرمود : بازگوى . گفت : يا امير المؤمنين ، وقتى كه اين كس چيزى در خواب مىبيند و او را دوست مىدارد و چون بيدار مىشود 0323224 خ 0 72 خ گويا در دست داشت و بعضى اوقات خوابى بيند كه آن را صبحى ياد 1323224 خ 0 73 خ نمىباشد و ديگر يكى را در خواب مىبيند و او را دوست مىدارد و يكى را دشمن مىدارد و ميان ايشان اصلا معرفتى نبوده و ديگر يك چيز به چشم مىبيند و به گوش مىشنود و در طول مدت فراموش مىكند در وقت حاجت و غير حاجت به يادش مىآيد ، سرّ اين چيست ؟ فرمود : آنچه آدمى در خواب مىبيند به حكم « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » 2323224 خ 0 74 خ هيچكس نجنبد الّا كه شبه 3323224 خ 0 75 خ موت در او باشد و آنچه در خواب ديد در حالىكه روح از بدن مفارقت مىكند آن از ملكوت باشد ، آن رحمانى است ؛ البته راست بود . و هرچه آن وقت مىبيند كه روح با تن مىباشد آن خواب شيطانى است و آنكه يكى را بيند و دوست دارد ،